ЅƘΨ LΔ∏D - خاطره...

خاطره...
خاطره,

جستجوگر سایت

خاطره...

سلوم به دوستای گلم!گفتم منم از زبون خودم یه مروری از خاطراتمون كنیم(آخه ناری یاد خاطرات اومد برای همین پست گذاشت).از كجا شروع كنم؟
وقتی 12 سالم بودتو تابستون تصمیم گرفتم وب بزنم.اما قبلش چون وب نداشتم اولین كسی كه بهش نظر دادم ماریان یا همون زهرا بود خیلیاتون نمیشناسین.
وبش بلاگفایی بوده هی بهش نظر میدادم.اولش خجالت میكشیدم(دقیقا مثل همه كه دلشون میخواد به كسی نظر بده اما خجالت میكشه.)اما بعدش با خیال راحت كلی نظر میدادم.بعد خواستم وب بزنم كه ای دل غافل ایمیل ندارم!یه جیمیل جدید توسط داداش بزرگم درست كردم برام و وب زدم.اما چون مگ اینترنت كم بود یه پست كوچولئ گذاشت و ارسال شد.یه كمی احساس تنهایی میكردم كه یهویی چند از بچه ها مه طرفدار سونیك بودند و اسماشون عجیب بود.هانترس،ركسانا،سونی و...
یه اشتباه كوچكی كردم ،من هی به لی لی میگفتم من سحرم منو نمیشناسی.بعد فهمیدم چقدر من خرم آی كیوم رفته پایین تموجه شدم كه منو نمیشناسه و باهم دوست شدیم.لیزی هم همین طور.بعد یه نفر نظر داده بود به اسم فلاویا(همون دنیلا خودمون)با هتر(ورا) و ماننا.وبشون باحال بود.با دنی و ماننا و هتر دوست شدم.قبل از این كه دنی و ماننا و هتر بیان لورا(همون اسكایلا و دیاموند و كارولینا و هیكاری)وب جالبی داشت.سفارش نقاشی میكرد و نقاشی خوبی میكشید.اما بعدش وبش حذف شد و وب دیگه زد.من گفتم اسكایلا كیه دیگه؟بعد معلوم شد كه اسكایلا همون لورا خودمون بود.گریس(همون اگنس و رن)بعد از دنی وهتر و ماننا،آنجلا(همون بلك)هم با من دوست شد و هی بهم اجی میگفت.خیلی منو دوست داشت.ناری هم با دوست بید و كلی داستان باحال مینوشت.بعدش یهویی الیزابت وارد جمع سونیكی شد و داستان های خوبی نوشته بود.ویولت خودمون هم یه وب داشت كه الانم نداره.هر دفعه اتفاقات خوبی داشتیم اما بجز اینا،اتفاقای بدی داشت.مثلا یكی میومد  و نظر بدی میده همون فحش میده.توهین كردن.هك شدن وب هانترس،پاك شدن وب دنی،ماننا خارج از جمع سونیكی و...



دوستای دیگه مثل«كیانا،رودان،نیكیسا،آیرس(درست نوشتم؟)،شیرون،آمیتیس(وب نداره ولی جز سونیكی هاست)،كاترین،ریجانا،رایلی  و..»به جمع سونیكی پیوستند.،


نمیدونم حرفی دیگی ندارم شما یه نظر بدین..
(شرمنده بعضی از جملاتو پاك كردم گفتم اصن از دعوا خوشوم نمیاد و دوست نداشتم شما برین تو فاز غم ها)

برچسب ها: غیر سونیكی ،
[ دوشنبه 22 خرداد 1396 ] [ 06:30 ب.ظ ] [ ЅΔHΔΓ SᕼᗩᒪI ] [ ᑕOᗰᗰᕮᑎTS () ]

نظرات این پست

چهارشنبه 21 تیر 1396 04:07 ب.ظ
اخی یادش بخیر (ಥ_ಥ)
بچه هایی که رفتن، اونایی که اومدن، بعضیام دوباره برگشتن . . .
دلم برای همه ی اونایی که رفتن تنگ شده، کاشکی برمیگشتن :')
پاسخ : ЅΔHΔΓ SᕼᗩᒪI
بله خیلی
اره دلم میخواد برگردن...
یکشنبه 28 خرداد 1396 05:48 ب.ظ
چه خاراند ساختیم و نابود کردیم ... :)
پاسخ : ЅΔHΔΓ SᕼᗩᒪI
هلاك شد
شنبه 27 خرداد 1396 10:09 ب.ظ
گذشته ها گذشته...
پاسخ : ЅΔHΔΓ SᕼᗩᒪI
بله^^
جمعه 26 خرداد 1396 10:50 ب.ظ
یادش بخیر..............
بیاکو که قبلا از اینکه شاینی بشه یاسمن بود و اون داستان 30 قسمتیش که هنوزم عاشق اون داستانشم حیف که حذف شد.......
امیلیا...
.بئاتریس که نیلی یا نیلو بود....
رکسانا ک از نت شخصیت ورمیداشت و میفروخت:/
سونی که قبلا سونیک مدرن بود....
فاطیما....
ماریان.....
پاملا و وب بلاگفاش.....
گوئن یا همون جولیت و تیفانی...
فلاویا یا دنیلا....
لی لی و لیزی که توراهن....
یاشار....(:/)
لورا یا همون اسکایلا ،دیاموند، اسکارلت ،هیکاری.....
هانترس.....

پاسخ : ЅΔHΔΓ SᕼᗩᒪI
اره
چهارشنبه 24 خرداد 1396 03:32 ب.ظ
یاابولفرز من این همه مدت محو بودم چه اتفاقا نیوفتاده.______.
پاسخ : ЅΔHΔΓ SᕼᗩᒪI
محو بودیااااا
سه شنبه 23 خرداد 1396 12:28 ب.ظ
عخی من ماریانو خوب یادمه ولی ناموسن وبشو گم کردمT_T
و عجب خاطره ای بود پر از آدم|:
احساساتی شدم منم برم یه چی بنویسم کمی دلم باز بشه|:
پاسخ : ЅΔHΔΓ SᕼᗩᒪI
خخخخ باشه
دوشنبه 22 خرداد 1396 10:12 ب.ظ
بله بله خوب شد من پست گذاشتم حالا می شه دعوا ها رو حذف کنی ؟؟؟ :||||||| حداقل دعوا ما با سه نقطه رو هم بذار یادته چه توهینایی به من و شانو کرد ؟؟؟ هیچ وقت یادم نمی ره اما واسم مهم نیست
پاسخ : ЅΔHΔΓ SᕼᗩᒪI
اره راست میگی حذفش كنم بهتره
منم برام مهم نی
دوشنبه 22 خرداد 1396 08:53 ب.ظ
والا اون موقع که من مجبور شدم واس درس از نت برم و بلاگفا وبامون و حذف کرد راکسل تازه اومده بود و سونی تازه جا افتاده بود و برام جالب بود که شما کلا اصن من و با نیکیسا و اینا یکی کردی!
و دیگه اینکه چرا بحثی که تموم شده رو دوباره باز میکنی خواهر من؟ از دعوا خوشت میاد؟ یه دعوایی شد تموم شد من الان خیلیم با بلک خوبم و اون و دوست خودم میدونم (قبلا هم میدونستم ولی نمیدونم چرا اون اینطور فک نمیکرد) ولی تو دقیقا همون موقعی که همه فراموشش کردن دوباره یه پستی میزاری یادآوری بشه که هیشکی یادش نره یه روزی فلانی و فلانی دعوا کردن باهم!
بلک هم با مشکلاتش یه طوری کنار میاد دیگه به ما که ربطی نداره ما فقط میتونیم به عنوان یه دوست سر به سرش نذاریم بهتره که یه غم دیگه رو غماش نباشیم شاید اون از ما زده بشه و بگه خسته شدم از بس این تغییر رفتارم و به رخم میکشین
وقتی دوست یکی میشی خودش و دوس داری دیگه فرق نداره چه رفتاری داشته باشه یا رفتارش عوض شه
پاسخ : ЅΔHΔΓ SᕼᗩᒪI
نه از دعوا زیاد خوشم نمیاد(چه واقعی چه مجازی)
بله درست میگی
دوشنبه 22 خرداد 1396 07:25 ب.ظ
من چقدر اسم عوض کرده بودم و نمیدونستم
پاسخ : ЅΔHΔΓ SᕼᗩᒪI
اره انگار یه میلیون اسم داشتی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آخرین مطالب