یه نقاشی بسیار کاوایی و کیوتی
بازم کنیچیوا مینا سان!خوفید؟^_^
اینو یهویی(خیلی وقت پیش)کشیدم خیلی خوشگل شد.خیلی خوب در اومد.
میخواستم روی روبانه بنویسم بهشت(به انگلیسی که یادم رفته:|)حسش نبودبه قول هانتی:حسش نی حسش نی
(ناگهان دی جی سحری با ذوق  وارد صحنه شد و گفت:کی گفت حسش نی؟
من(سحر اصلی):می
دی جی سحری:آماده ای باهم بخونیم؟
من:ببخشیدا ولی من دارم نقاشی میزارم اونوقت میگی باهم بخونیم؟عزیزکمدی جی سحری کوچولوالان وقتش نی!
دی جی سحری:چرا چرا چرا هست
من:گلم میشه من ادامه بدم حرفامو؟
دی جی سحری:یس
من:تنکس+)
ببخشید این وجدانم نبود بلکه دی جی سحری بود همون که میگفت حسش نی حسش نیسر و کلش پیدا شد یهویی!
خوب کجا بودیم؟آها!
این بید:

بسی کیوتی شده که نگو
(دی جی سحری:آفنر
من:نتکس)
میخواستم سارینا رو بکشم بازم حسش نبود همون حس...یهویی بگم دی جی کوچولوهه جوگیر میشه:|
خوب دیدین دیگه چه کردم*_*
فعلا^_^
(پرده صحنه وبلاگ اسکای لند پایین افتاد!
دی جی سحری:کجا؟
من:خودت چه فکری میکنی نیشخند مغز خور؟خو دارم میرم بخوابمسارینا که خوافه،سوزو که خوافه،بورتون که خوافه،منم که میخوام بخوافممونده کی؟توی دی جی پیشی کوچولو مغز گردو خور
دی جی سحری:خوف،ولی قبلش یه چیزی بگم؟
من:زود تند سریع
دی جی سحری:میگم خفری از بیلیتا(حامی سحر)نی؟یوزو چطور؟شنیدم بیلیتا میخواد تورو هام کنه(هام همون خوردنه)هام هام هامیوزو که میخواد تورو هیپنوتیزم بسی طولانی بکنه...عه سحری چان؟کجایی سحری سان؟سنسی من؟عشق من؟
من:شبت شیک و پیک...
دی جی سحری:شفت بخیر...)
دوستون دارم زیاد مینــــــــــــــــــــــــــــــا

[ پنجشنبه 9 شهریور 1396 ] [ 01:39 ق.ظ ] [ Saebyeog EXO-L (Sahar shali) ] [ نظرات () ]
آخرین پست وب