HOME OWNER FRIENDS STUFFS DESIGNER

#معرفی_داستان_نام_من

شنبه 27 مرداد 1397 | 12:48 ق.ظ

نویسنده: ~×Sαєвуєσg nutella ΣXO×~
درود دوستان!خوفید؟
خوب گفتم که معرفی این داستان جدیدو بزارم.
قبل از این که معرفی کنم یه خبر خوش برای شما دارم!
داستان هتل رو ادامه میدم>:)
احتمالا این داستان هنتای تر خواهد شد:|
چه شود!:|
این دفعه دو داستان در وبم منتشر میشه و فعلا معلوم نیست کدومشونو چجوری بزارم.
به زودی یه فکری برای جدول منتشر کردن داستانو میزارم.
این شما و این داستان جدید!
شاید باورتان نشود اما...اسم خودم را نمیدانم!
من دختری از شهر لندن،پایتخت انگلسان هستم.
دختری بی نام و نشان.دختری هستم که فکرشان نمیکردید.
من ناشنوا ام.چون نمیتونستم اسم خود را بنشنوم و بدانم.
من نابینا ام.چون نمیتوانستم اسم خود را بخوانم و بدانم.
من لال ام.چون نمیتوانم به دیگران سوال بپرسم و بدانم،اسم من چیست؟
درسته.من همان دختریم که فکرشان نمیکردید.
شماها جایتان را با من عوض کنین.
اگر ناشنوا بودید،اگه نابینا بودید و اگر لال بودید،چگونه زندگی میکردین؟
به سختی؟به آسانی؟
جواب اصلی این است که:به سختی اما سعی میکنین که زندگی را به آسانی ادامه بدین.چگونه؟با تحمل.
فکر میکنین من چه شکلی هستم؟من میگویم که دختر زشت اما دلی پاکی هستم.ولی شماها میگویین که من یه دختر زیبا اما دلی شکسته ای هستم.
اگر خدا مرا از این گودال مشکلات نجاتم دهد...میتونم اسم خودم را پیدا کنم.
اگر خوب شده ام.به جای"حالت خوب است؟بهتری؟"به من بگویید.اسم من چیست؟
نام من

در سال ها پیش،دختری در انگستان بدنیا اومد.دختر عجیبی که ناشنوا بود و نابینا و لال.نه چیزی میشنوید،نه چیزی ببیند و نه چیزی بگوید.
مادرش،سارا سانسیت،یه اسم زیبا برای دخترش گذاشته بود که هیچ کسی نمیداند که اسم اون دختر چی بود.
تنها کسانی شاهد این اسم بودند،خودش و شوهرش و برادرش و زن برادر بود.
دختر وقتی پانزده سالش شده بود،دچار افسردگی شد.با همه این سختی ها و مشکلات اصلیش،سعی کرد تحمل کنه که نتیجه خوبی داشته.دایی او(یعنی برادر مادرش)کشیش کلیسا بوده و همیشه،دختر رو به کلیسا میبرده و با خدا راز و نیایش کنه.عجیبه که نمیتونه حرفی بزنه اما حرفاشو در دلش میگوید.
دختر فقط به دنبال این که اسمش را بداند و همه جا را ببیند و صدای پدر مادرش و حتی داییش را بشنود...

(این داستان فقط از زبان راوی گفته میشه و گاهی از زبان های هر شخصیتی بجز دختر بی نام هم گفته میشه)
×××××××××××
خوب قسمت اول این داستان پست آینده میزارم.پس منتظر باشین.
فعلا